فرهنگ آریانپور
استنتاج کردن
#۹٬۷۶۶
infer
استنتاج کردن، استنباط کردن، پى بردن به، (زبان عامیانه) حدس زدن، اشاره کردن بر
derive
منتج کردن، مشتق کردن، مشتق شدن، استنتاج کردن، نتیجه گرفتن، ناشى شدن از
evolve
باز کردن، گشادن، بیرون دادن، درآوردن، استنتاج کردن، نمو کردن
induce
القاء کردن، وادار کردن، اغوا کردن، غالب آمدن بر، استنتاج کردن، تحریک شدن، تهییج شدن
subsume
رده بندى کردن، شامل کردن، استقراء کردن، استنتاج کردن
conclude
به پایان رساندن، نتیجه گرفتن، استنتاج کردن، منعقد کردن