فرهنگ آریان‌پور

استنتاج

#۹٬۷۶۰

معنی‌های انگلیسی
۱

inference

استنتاج، استنباط

۲

fruition

بارورى، برخوردارى، تمتع، میوه آورى، پایان، استنتاج

۳

deduction

کسر، وضع، استنتاج، نتیجه گیرى، استنباط، پى بردن از کل به جزء یا از علت به معلول، قیاس

۴

induction

قیاس، قیاس کل از جزء، استنتاج، القاء، ایراد، ذکر، پیش سخن، مقدمه، استقراء

۵

conclusion

پایان، فرجام، اختتام، انجام، نتیجه، استنتاج

۶

derivation

اشتقاق، اقتباس، استنساخ، استخراج، سرچشمه، استنتاج

۷

evolvement

گشایش، استنتاج، نمو

۸

subsumption

رده بندى، مشمول، فرع، استقراء، نتیجه گیرى، استنتاج eduction

۹

extrapolation

برون یابى

۱۰

understanding

فهم، ادراک، هوش، توافق، تظر، موافقت، باهوش، مطلع، ماهر، فهمیده