فرهنگ آریانپور
استنباط کردن
#۹٬۷۵۵
educe
استنباط کردن، گرفتن، استخراج کردن
infer
استنتاج کردن، استنباط کردن، پى بردن به، (زبان عامیانه) حدس زدن، اشاره کردن بر
draw
(past: drew ; past participle: drawn) ـ کشیدن، رسم کردن، قرعه کشیدن، قرعه کشى، بیرون کشیدن، دریافت کردن، کشش
derive
منتج کردن، مشتق کردن، مشتق شدن، استنتاج کردن، نتیجه گرفتن، ناشى شدن از
gather
گرد آورى کردن، گرد آمدن، جمع شدن، بزرگ شدن، جمع کردن، گرد کردن، نتیجه گرفتن، استباط کردن
induce
القاء کردن، وادار کردن، اغوا کردن، غالب آمدن بر، استنتاج کردن، تحریک شدن، تهییج شدن