فرهنگ آریان‌پور

استمالت‌ کردن

#۹٬۷۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

soothe

آرام کردن، تسکین دادن، دل به دست آوردن، دلجویى کردن، استمالت کردن

۲

propitiate

خشم را فرو نشاندن، استمالت کردن، تسکین دادن

۳

pacify

آرام کردن، فرو نشاندن، تسکین دادن

۴

appease

آرام کردن، ساکت کردن، تسکین دادن، فرو نشاندن، خواباندن، خشنود ساختن

۵

mollify

فرو نشاندن، آرام کردن، نرم کردن، تسکین دادن، خواباندن

۶

placate

آرام کردن، تسکین دادن، آشتى کردن

۷

palliate

تسکین دادن، موقتا آرام کردن

۸

conciliate

ساکت کردن، آرام کردن، مطالعه کردن، آشتى دادن