فرهنگ آریانپور
استقرایی
#۹٬۶۹۲
apriority
استقرایى، مقدمتا
apriori
از علت به معلول پى بردن، استقرایى، پیشین
inductive
قیاسى، استنتاجى، استقرایى، القایى
aposteriori
(منطق) از معلول به علت رسیده، از مخلوق بخالق پى برده، استنتاجى، استقرایى، با استدلال قیاسى
a posteriori
پى بردن از معلول به علت، قیاسى