فرهنگ آریان‌پور

استقرار

#۹٬۶۷۹

معنی‌های انگلیسی
۱

pitch

قیر، پرتاب، ضربت با چوگان، نصب، استقرار، اوج پرواز، اوج، سرازیرى، جاى شیب، پلکان، دانگ صدا، زیروبمى صدا، استوار کردن، خیمه زدن، برپا کردن، نصب کردن، (در بیسبال) توپ را به طرف چوگان زن پرتاب کردن، توپ را زدن، گام، درجه، پرتاب کردن

۲

lodgment

(lodgement =) ـ منزل گیرى، استقرار، جایگزینى، سپارش پول، ودیعه گذارى، (علوم نظامى) موضع گیرى

۳

lodgement

(lodgment =) ـ منزل گیرى، استقرار، جایگزینى، سپارش پول، ودیعه گذارى، (علوم نظامى) موضع گیرى

۴

sessility

چسبیدگى، استوارى، استقرار

۵

confirmation

تایید، تصدیق، تائید، ابرام، تثبیت، استقرار

۶

establishment

تاسیس، استقرار، تشکیل، بنا، برقرارى، بنگاه، موسسه، دسته کارکنان، برپایى

۷

solidification

سفت سازى، استقرار، استحکام

۸

deployment

آرایش قشون، (علوم نظامى) تفرقه، گسترش، قرارگیرى قشون یا نیرو

۹

disposition

دررفتگى، وضع، خواست، مشرب، حالت، خو، مزاج، تمایل