فرهنگ آریان‌پور

استقراء

#۹٬۶۷۵

معنی‌های انگلیسی
۱

analysis

تحلیل، کاوش، جداگرى، فرگشایى، تجزیه، استقراء، شیى تجزیه شده، کتاب یا موضوع تجزیه و تحلیل شده، (ریاضى) مشتق و تابع اولیه، آنالیز

۲

induction

قیاس، قیاس کل از جزء، استنتاج، القاء، ایراد، ذکر، پیش سخن، مقدمه، استقراء

۳

analyzation

(analysis =) ـ تحلیل، کاوش، جداگرى، فرگشایى، تجزیه، استقراء، شیى تجزیه شده، کتاب یا موضوع تجزیه و تحلیل شده، (ریاضى) مشتق و تابع اولیه، آنالیز

۴

subsumption

رده بندى، مشمول، فرع، استقراء، نتیجه گیرى، استنتاج