فرهنگ آریان‌پور

استقامت ورزیدن

#۹٬۶۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

withstand

(past: withstood ; past participle: withstood) ـ تاب آوردن، مقاومت کردن با، ایستادگى کردن در برابر، تحمل کردن، مخالفت کردن، استقامت ورزیدن