فرهنگ آریان‌پور

استقامت‌ کردن

#۹٬۶۶۱

معنی‌های انگلیسی
۱

resist

پایدارى، پایدارى کردن، ایستادگى کردن، استقامت کردن، مانع شدن، مخالفت کردن با

۲

endure

تحمل کردن، بردبارى کردن دربرابر، طاقت چیزى را داشتن، تاب چیزى را آوردن

۳

persevere

پشتکار داشتن، استقامت بخرج دادن، ثابت قدم ماندن