فرهنگ آریان‌پور

دنبال

#۹۶٬۵۸۹

معنی‌های انگلیسی
۱

dog

سگ، سگ نر، میله قلاب دار، گیره، دنبال کردن، مثل سگ دنبال کردن

۲

rear

پروردن، تربیت کردن، بلند کردن، افراشتن، نمودار شدن، عقب، پشت، دنبال

۳

train

قطار، دنباله، دم، آزار، رشته، سلسله، متلزمین، نظم، ترتیب، سلسله وقایع توالى، حیله جنگى، حیله، تله، فریب اغفال، تربیت کردن، پروردن، ورزیدن، فرهیختن، ورزش کردن، نشانه رفتن

۴

pursuit

تعقیب، پیگرد، تعاقب، حرفه، پیشه، دنبال، پیگیرى

۵

attachment

الصاق، وابستگى، تعلق، ضمیمه، دنبال، ضبط، حکم، دلبستگى