فرهنگ آریان‌پور

دلواپس‌ کردن

#۹۶٬۲۳۹

معنی‌های انگلیسی
۱

alarm

(alarum =) ـ هشدار، اعلان خطر، هراس، آگاهى از خطر، اخطار، شیپور حاضرباش، آشوب، بیم و وحشت، ساعت زنگى از خطر آگاهانیدن، هراسان کردن، مضطرب کردن

۲

cloud

ابر، توده ابر و مه، توده انبوه، تیره و گرفته، ابرى شدن، سایه افکن شدن

۳

worry

اندیشناکى، اندیشناک کردن یا بودن، نگران کردن، اذیت کردن، بستوه آوردن، اندیشه، نگرانى، اضطراب، دلواپسى

۴

oppress

ذلیل کردن، ستم کردن بر، کوفتن، تعدى کردن، درمضیقه قرار دادن، پریشان کردن

۵

perturb

آشفتن، ناراحت کردن، مزاحم شدن