فرهنگ آریانپور
دلبسته
#۹۵٬۹۹۰
attached
پیوسته، ضمیمه، دلبسته، علاقمند، وابسته، مربوط، متعلق
wedded
(past: wedded, wed ; past participle: wedded, wed) ـ عروسى کردن با، بحباله نکاح در آوردن، (بزنى یا شوهرى) گرفتن
interested
تنزیل، سود، بهره، علاقه، مصلحت، دلبستگى علاقمند کردن، ذینفع کردن، بر سر میل آوردن، جلب توجه کردن interest