فرهنگ آریان‌پور

دلمه‌ کردن

#۹۶٬۱۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

curdle

بستن، دلمه کردن، دلمه شدن، منجمد کردن

۲

stuff

چیز، ماده، کالا، جنس، مصالح، پارچه، چرند، پر کردن، تپاندن، چپاندن، انباشتن