فرهنگ آریانپور
دلمه
#۹۶٬۱۷۵
jelly
دلمه، لرزانک، ماده لزج، جسم ژلاتینى
jellied
دلمه، لرزانک، ماده لزج، جسم ژلاتینى jelly
coagulum
دلمه، خون بسته، علقه، لخته
clod
کلوخ، خاک، لخته، دلمه
clot
توده، لخته خون، دلمه شدن، لخته شدن (خون)
scab
پوست زخم، اثر زخم، گر، گرى، جرب، پوسته پوسته شدن، دلمه بستن زخم، دله
gelatin
(gelatine =) ـ دلمه، ژلاتینى، سریشم
floccule
توده هاى معلق درمایع (که خود از تجمع ذراتى تشکیل شده)، دلمه، لخته
gelatine
(gelatin =) ـ دلمه، ژلاتینى، سریشم
congelation
ماسیدگى، بستگى، انجماد، افسردگى، دلمه، چیز منجمد