فرهنگ آریان‌پور

دلقک بازی در اوردن

#۹۶٬۱۴۲

معنی‌های انگلیسی
۱

jest

لطیفه، بذله، شوخى، بذله گویى، خوش طبعى، طعنه، گوشه، کنایه، عمل، کردار، طعنه زدن، تمسخر کردن، استهزاء کردن، به بازى گرفتن، شوخى کردن، مزاح گفتن

۲

clown

لوده، مسخره، مقلد، مسخرگى کردن، دلقک شدن