فرهنگ آریان‌پور

دلسرد کردن

#۹۶٬۱۰۱

معنی‌های انگلیسی
۱

estrange

دلسرد کردن، بیگانه کردن، دور کردن

۲

disspirit

دلسرد کردن، روحیه را تضعیف کردن

۳

discourage

دلسرد کردن، بى جرات ساختن، سست کردن

۴

dishearten

دلسرد کردن، نومید کردن

۵

unnerve

مرعوب کردن، فاقد عصب کردن، دلسرد کردن، ضعیف کردن

۶

dispirit

افسرده کردن، دلسرد کردن، روحیه را باختن

۷

dissuade

منصرف کردن، بازداشتن (کسى ازامرى)، دلسرد کردن

۸

daunt

رام کردن، ترساندن، بى جرات کردن

۹

despair

نومیدى، یاس، مایوس شدن

۱۰

disappoint

مایوس کردن، ناکام کردن، محروم کردن، نا امید کردن

۱۱

disenchant

رفع طلسم کردن، (مجازى) از شیفتگى در آوردن