فرهنگ آریان‌پور

دلزن

#۹۶٬۰۹۵

معنی‌های انگلیسی
۱

boring

سوراخ (کردن)، کنش، خرده چوبى که از مته کردن به دست مى آید

۲

repugnant

متناقض، مخالف، تنفر انگیز، زننده

۳

repulsive

متنفر کننده، دافع، زننده، تنفر آور