فرهنگ آریانپور
دلربا
#۹۶٬۰۷۵
ravishing
دلربا، دلکش، فریبنده، جاذب، ربایش، ربودگى، زناى به عنف، هتک ناموس
charmer
جذاب، دلربا، افسونگر، فریبنده
fetching
جذاب، دلربا، گیرنده
attractive
کشنده، جاذب، جالب، دلکش، دلربا، فریبنده
witch
زن جادوگر، ساحره، پیره زن، فریبنده، افسون کردن، سحر کردن، مجذوب کردن
dainty
هر چیز ظریف و عالى، گوشت یا خوراک لذیذ، مطبوع
killing
کشتن، به قتل رساندن، ذبح کردن، ضایع کردن kill
graceful
دلپذیر، مطبوع، برازنده، پر براز
tempting
اغوا کردن، فریفتن، دچار وسوسه کردن
absorbing
درکشیدن، درآشامیدن، جذب کردن، فروبردن، فراگرفتن، جذب شدن (غدد)، کاملاً فروبردن، تحلیل بردن، مستغرق بودن، مجذوب شدن در
enchanting
افسون کردن، سحر کردن، جادو کردن، مسحور شدن، فریفتن، به دام عشق انداختن
interesting
تنزیل، سود، بهره، علاقه، مصلحت، دلبستگى علاقمند کردن، ذینفع کردن، بر سر میل آوردن، جلب توجه کردن interest