فرهنگ آریانپور
دلخور شدن
#۹۶٬۰۵۴
pique
مشاجره، رنجش، انزجار، تحریک کردن، زخم زبان زدن، پارچه ى راه راه نخى، پیکه، منبت کارى
upset
(past: upset ; past participle: upset) ـ واژگون کردن، برگرداندن، چپه کردن، آشفتن، آشفته کردن، مضطرب کردن، شکست غیر منتظره، واژگونى، نژند، ناراحت، آشفته
offend
تخطى کردن، رنجاندن، متغیر کردن، اذیت کردن، صدمه زدن، دلخور کردن
resent
منزجر شدن از، رنجیدن از، خشمگین شدن از، اظهار تنفر کردن از، اظهار رنجش کردن