دلخواه
#۹۶٬۰۴۵
wish
خواستن، میل داشتن، آرزو داشتن، آرزو کردن، آرزو، خواهش، خواسته، مراد، حاجت، کام، خواست، دلخواه wish conditioned
ideal
کمال مطلوب، هدف زندگى، آرمان، آرزو، ایده آل، دلخواه
accord
جور کردن، وفق دادن، آشتى دادن، تصفیه کردن، اصلاح کردن، موافقت کردن (با)، قبول کردن سازگارى، موافقت، (موسیقى) توافق، هم آهنگى، دلخواه، طیب خاطر، (حقوق) مصالحه، پیمان، قرار، پیمان غیر رسمى بین المللى
arbitrary
اختیارى، دلخواه، مطلق، مستبدانه، قراردادى
Eden
عدن، باغ عدن، بهشت
plum
(گیاه شناسى) آلو، گوجه، آلوى برقانى، کار یا چیز دلچسب
dream
(past: dreamed, dreamt ; past participle: dreamed, dreamt) ـ خواب، خواب دیدن، رویا دیدن
liking
(معنى مجازى) میل، تمایل، ذوق، علاقه، حساسیت، شهوت و میل، مهر
enviable
رشک آور، خواستنى، حسادت انگیز
favorite
مطلوب، برگزیده، مخصوص، سوگلى، محبوب
congenial
همخو، هم مشرب، داراى تجانس روحى، هم سلیقه
desirable
پسندیده، مرغوب، خواستنى، مطلوب، خوش آیند