فرهنگ آریان‌پور

دلتنگی

#۹۶٬۰۱۹

معنی‌های انگلیسی
۱

anguish

دلتنگى، اضطراب، غم و اندوه، دلتنگ کردن، غمگین شدن، نگران شدن، نگران کردن

۲

ennui

بیزارى، دلتنگى، ملالت، خستگى

۳

tedium

یکنواختى، ملالت، خستگى، دلتنگى، بیزارى، طاقت فرسایى

۴

desolation

ویرانى، خرابى، تنگى، دلتنگى، پریشانى

۵

melancholia

سودا، مالیخولیا، افسردگى، دلتنگى، گرفتگى

۶

funk

هراس، وحشت، بیم، آدم ترسو، بوى بد، کج خلقى، عبوسى، طفره زدن، رم کردن بدبو کردن، دود ایجاد کردن، عصبانى کردن

۷

gloom

تاریکى، تیرگى، تاریکى افسرده کننده، ملالت، افسردگى، دل تنگى، افسرده شدن، دلتنگ بودن، عبوس بودن، تاریک کردن، تیره کردن، ابرى بودن (آسمان) glumness loneliness

۸

depression

تو رفتگى، گود شدگى، فرودافت، کسادى، تنزل، افسردگى، پریشانى