فرهنگ آریانپور
دلتنگ کردن
#۹۶٬۰۱۴
mope
افسرده بودن، افسرده کردن، دلتنگ کردن
anguish
دلتنگى، اضطراب، غم و اندوه، دلتنگ کردن، غمگین شدن، نگران شدن، نگران کردن
depress
فرو بردن، دلتنگ کردن، دژم کردن، افسرده کردن، (معنى مجازى) کم بها کردن، از ارزش انداختن
dispirit
افسرده کردن، دلسرد کردن، روحیه را باختن