فرهنگ آریانپور
دل و روده دراوردن
#۹۵٬۹۰۴
gut
روده، زه، تنگه، شکم، شکنبه، (در جمع) دل و روده، احشاء، پر خورى، شکم گندگى، طاقت، جرات، بنیه، نیرو، روده در آوردن از، غارت کردن، حریصانه خوردن
disembowel
روده درآوردن از، شکم دریدن
eviscerate
روده یا چشم و غیره را در آوردن، شکم دریدن، (مجازى) تهى کردن، خالى کردن، نیروى چیزى را گرفتن