فرهنگ آریان‌پور

دل و روده دراوردن

#۹۵٬۹۰۴

معنی‌های انگلیسی
۱

gut

روده، زه، تنگه، شکم، شکنبه، (در جمع) دل و روده، احشاء، پر خورى، شکم گندگى، طاقت، جرات، بنیه، نیرو، روده در آوردن از، غارت کردن، حریصانه خوردن

۲

disembowel

روده درآوردن از، شکم دریدن

۳

eviscerate

روده یا چشم و غیره را در آوردن، شکم دریدن، (مجازى) تهى کردن، خالى کردن، نیروى چیزى را گرفتن