فرهنگ آریان‌پور

دل به دریا زدن

#۹۵٬۸۱۲

معنی‌های انگلیسی
۱

risk

خطر، مخاطره، ریسک، احتمال زیان و ضرر، گشاد بازى، به خطر انداختن

۲

adventure

سرگذشت، حادثه، ماجرا، مخاطره، ماجراجویى، تجارت مخاطره آمیز در معرض مخاطره گذاشتن، دستخوش حوادث کردن، با تهور مبادرت کردن، دل بدریا زدن، خود را به مخاطره انداختن