فرهنگ آریان‌پور

دل و روده

#۹۵٬۹۰۳

معنی‌های انگلیسی
۱

gut

روده، زه، تنگه، شکم، شکنبه، (در جمع) دل و روده، احشاء، پر خورى، شکم گندگى، طاقت، جرات، بنیه، نیرو، روده در آوردن از، غارت کردن، حریصانه خوردن عامیانه‌

۲

purtenance

اندرون، دل و جگر، دل و روده، متعلقات، ضمائم

۳

offal

آشغال، آخال، کف، مواد زائد، لاشه

۴

innards

اعضاى داخلى حیوان یا انسان، قسمت هاى داخلى

۵

entrails

احشاء و امعاء، اندرونه