استعداد
#۹٬۴۶۰
aptitude
استعداد، گنجایش، شایستگى، لیاقت، تمایل طبیعى، میل ذاتى
art
هنر، فن، صنعت، استعداد، استادى، نیرنگ
gift
بخشش، پیشکشى، پیشکش، نعمت، موهبت، استعداد، پیشکش کردن (به)، بخشیدن (به)، هدیه دادن، داراى استعداد کردن، ره آورد، هدیه
flair
شامه سگ، بویایى، (مجا) قوه تشخیص، فراست، استعداد، خصیصه
knack
صداى شکستگى، صداى شلاق، استعداد، حقه، طرح، ابتکار، زرنگى، مهارت
genius
نابغه، نبوغ، استعداد، دماغ، ژنى
aptness
شایستگى، استعداد، احتمال
caliber
(calibre =) ـ قطر گلوله، قطر دهانه تفنگ یا توپ، کالیبر، (مجازى) گنجایش، استعداد
faculty
استادان دانشکده یا دانشگاه، استعداد، قوه ذهنى، استعداد فکرى
capacity
گنجایش، ظرفیت، صلاحیت، استعداد، مقام
amplitude
فزونى، دامنه، فراخى، فراوانى، استعداد، میدان نوسان، فاصله ى زیاد، بزرگى، درشتى، انباشتگى، سیرى، کمال
ingenuity
قوه ابتکار، نبوغ، هوش (اختراعى)، آمادگى براى اختراع، مهارت، استعداد، صفا
liability
مسئولیت، دین، بدهى، فرض، شمول، احتمال، (در محاسبات) بدهکارى، استعداد، سزاوارى
brilliance
تابش، درخشندگى، برق، زیرکى، استعداد
predisposition
آمادگى، استعداد، تمایل