فرهنگ آریان‌پور

استعداد

#۹٬۴۶۰

معنی‌های انگلیسی
۱

aptitude

استعداد، گنجایش، شایستگى، لیاقت، تمایل طبیعى، میل ذاتى

۲

art

هنر، فن، صنعت، استعداد، استادى، نیرنگ

۳

gift

بخشش، پیشکشى، پیشکش، نعمت، موهبت، استعداد، پیشکش کردن (به)، بخشیدن (به)، هدیه دادن، داراى استعداد کردن، ره آورد، هدیه

۴

flair

شامه سگ، بویایى، (مجا) قوه تشخیص، فراست، استعداد، خصیصه

۵

knack

صداى شکستگى، صداى شلاق، استعداد، حقه، طرح، ابتکار، زرنگى، مهارت

۶

genius

نابغه، نبوغ، استعداد، دماغ، ژنى

۷

aptness

شایستگى، استعداد، احتمال

۸

caliber

(calibre =) ـ قطر گلوله، قطر دهانه تفنگ یا توپ، کالیبر، (مجازى) گنجایش، استعداد

۹

faculty

استادان دانشکده یا دانشگاه، استعداد، قوه ذهنى، استعداد فکرى

۱۰

capacity

گنجایش، ظرفیت، صلاحیت، استعداد، مقام

۱۱

amplitude

فزونى، دامنه، فراخى، فراوانى، استعداد، میدان نوسان، فاصله ى زیاد، بزرگى، درشتى، انباشتگى، سیرى، کمال

۱۲

ingenuity

قوه ابتکار، نبوغ، هوش (اختراعى)، آمادگى براى اختراع، مهارت، استعداد، صفا

۱۳

liability

مسئولیت، دین، بدهى، فرض، شمول، احتمال، (در محاسبات) بدهکارى، استعداد، سزاوارى

۱۴

brilliance

تابش، درخشندگى، برق، زیرکى، استعداد

۱۵

predisposition

آمادگى، استعداد، تمایل