دستگیره
#۹۴٬۵۱۳
knob
دستگیره، دکمه، قبه، برآمدگى، دسته، گره
handgrip
دستگیره، دسته، محل دست گرفتن و مانند دسته شمشیر)، جنگ دست به یقه، دست به گریبان
handhold
دستگیره، دسته، گیره دستى
belay
عمل پیچیدن، وسیله پیچیدن، محاط کردن، پوشاندن، آماده کردن، دستگیره، جادستى
catch
(past: caught ; past participle: caught) ـ گرفتن، از هوا گرفتن، به دست آوردن، جلب کردن، درک کردن، فهمیدن، دچار شدن به، عمل گرفتن، اخذ، دستگیره، لغت چشمگیر، شعار
stela
(stele =) ـ ستون سنگى یادبود، یاد بود یالوح سنگى، دستگیره، (گیاه شناسى) استوانه آوندى
stele
(stela =) ـ ستون سنگى یادبود، یاد بود یالوح سنگى، دستگیره، (گیاه شناسى) استوانه آوندى
handle
گراندن، گذاشتن و برداشتن دستگیره، دسته، قبضه شمشیر، وسیله، لمس، احساس با دست، دست زدن به، به کار بردن، سرو کار داشتن با، رفتار کردن، استعمال کردن، دسته گذاشتن
handrail
نرده مخصوص دستگیره (مثل نرده پلکان)
mahlstick
(در نقاشى) زیر دستى، دستگیره، تکیه دست، چوب تکیه گاه زیر دست نقاش در حال نقاشى
maulstick
(در نقاشى) زیر دستى، دستگیره، تکیه دست
eye
چشم، دیده، بینایى، دهانه، سوراخ سوزن، دکمه یا گره سیب زمینى، مرکز هر چیزى، کارآگاه، نگاه کردن، دیدن، پائیدن
hold
(past: held ; past participle: held) ـ دست نگاه داشتن، تامل، نگهداشتن، نگاه داشتن، دردست داشتن، گرفتن، جا گرفتن، تصرف کردن، چسبیدن، نگاهدارى
pull
کشیدن، به طرف خود کشیدن، کشش، کشیدن دندان، کندن، پشم کندن از، چیدن
purchase
خریدارى، ابتیاع، خرید، در آمد سالیانه زمین، خریدارى کردن