فرهنگ آریان‌پور

دستکاری‌ کردن

#۹۴٬۱۹۷

معنی‌های انگلیسی
۱

retouch

دستکارى کردن، (در عکاسى) رتوشه کردن

۲

manipulate

با دست عمل کردن، با استادى درست کردن، با مهارت انجام دادن، اداره کردن، دستکارى کردن

۳

fool

نادان، احمق، ابله، لوده، دلقک، مسخره، گول زدن، فریب دادن، دست انداختن

۴

doctor

(مخفف آن .Dr است) پزشک، دکتر، طبابت کردن، درجه دکترى دادن به

۵

handle

گراندن، گذاشتن و برداشتن دستگیره، دسته، قبضه شمشیر، وسیله، لمس، احساس با دست، دست زدن به، به کار بردن، سرو کار داشتن با، رفتار کردن، استعمال کردن، دسته گذاشتن

۶

mangle

(پارچه بافى) دستگاه پرس، له کردن، بریدن، پاره کردن، خرد کردن

۷

reword

لغات متنى را عوض کردن، با واژه هاى دیگرى بیان کردن

۸

falsify

تحریف کردن، دست بردن در، باطل ساختن، تزویر کردن

۹

embellish

آرایش کردن، آرایش دادن، زینت دادن، زیبا کردن، پیراستن