فرهنگ آریانپور
دستکاری کردن
#۹۴٬۱۹۷
retouch
دستکارى کردن، (در عکاسى) رتوشه کردن
manipulate
با دست عمل کردن، با استادى درست کردن، با مهارت انجام دادن، اداره کردن، دستکارى کردن
fool
نادان، احمق، ابله، لوده، دلقک، مسخره، گول زدن، فریب دادن، دست انداختن
doctor
(مخفف آن .Dr است) پزشک، دکتر، طبابت کردن، درجه دکترى دادن به
handle
گراندن، گذاشتن و برداشتن دستگیره، دسته، قبضه شمشیر، وسیله، لمس، احساس با دست، دست زدن به، به کار بردن، سرو کار داشتن با، رفتار کردن، استعمال کردن، دسته گذاشتن
mangle
(پارچه بافى) دستگاه پرس، له کردن، بریدن، پاره کردن، خرد کردن
reword
لغات متنى را عوض کردن، با واژه هاى دیگرى بیان کردن
falsify
تحریف کردن، دست بردن در، باطل ساختن، تزویر کردن
embellish
آرایش کردن، آرایش دادن، زینت دادن، زیبا کردن، پیراستن