فرهنگ آریانپور
دستکاری
#۹۴٬۱۹۴
manipulation
دستکارى، انجام با مهارت، دست کارى، به کار برى
attaint
(حقوق) محکومیت قاضى یا عضو هیئت منصفه به علت دادن راى غلط، دستکارى، لمس، رسیدن به، نائل شدن به، محکوم کردن (قاضى یا عضو هیئت منصفه براى دادن حکم خلاف)، مقصر دانستن، محروم کردن، بدنام کردن
handwork
با دست انجام شده، یدى، دستى، دستکارى
twist
پیچ، تاب، نخ یا ریسمان تابیده، پیچ خوردگى، پیچیدن، تابیدن، پیچ دار کردن
untrue
دروغ، ناراستین، نادرست، خائن، خلاف واقع، غیر واقعى، بیوفا
alteration
دگرگونى، تغییر، تبدیل، دگرش
untruthful
(untruth =) ـ خلاف حقیقت، کذب، ناراستى، سقم، خیانت
interpolation
الحاق، درج، درون یابى