فرهنگ آریان‌پور

دستکاری

#۹۴٬۱۹۴

معنی‌های انگلیسی
۱

manipulation

دستکارى، انجام با مهارت، دست کارى، به کار برى

۲

attaint

(حقوق) محکومیت قاضى یا عضو هیئت منصفه به علت دادن راى غلط، دستکارى، لمس، رسیدن به، نائل شدن به، محکوم کردن (قاضى یا عضو هیئت منصفه براى دادن حکم خلاف)، مقصر دانستن، محروم کردن، بدنام کردن

۳

handwork

با دست انجام شده، یدى، دستى، دستکارى

۴

twist

پیچ، تاب، نخ یا ریسمان تابیده، پیچ خوردگى، پیچیدن، تابیدن، پیچ دار کردن

۵

untrue

دروغ، ناراستین، نادرست، خائن، خلاف واقع، غیر واقعى، بیوفا

۶

alteration

دگرگونى، تغییر، تبدیل، دگرش

۷

untruthful

(untruth =) ـ خلاف حقیقت، کذب، ناراستى، سقم، خیانت

۸

interpolation

الحاق، درج، درون یابى