فرهنگ آریان‌پور

دست‌ کم‌ گرفتن

#۹۳٬۹۵۰

معنی‌های انگلیسی
۱

minimize

کمینه ساختن، کمینه کردن، به حداقل رساندن، کوچک شمردن، دست کم گرفتن

۲

underrate

چیزى را کمتر از قیمت واقعى نرخ گذاشتن، ناچیز شمردن، دست کم گرفتن

۳

underestimate

ناچیز پنداشتن، دست کم گرفتن، تخمین کم

۴

belittle

کسى را کوچک کردن، تحقیر نمودن، کم ارزش کردن

۵

depreciate

کم بها کردن، مستهلک کردن