فرهنگ آریان‌پور

دست کشیدن از

#۹۳٬۹۴۳

معنی‌های انگلیسی
۱

surcease

دست کشیدن از، پایان یافتن، به پایان رساندن، پایان، استراحت، باز ایستادن

۲

give over

دست کشیدن از، ترک کردن، واگذار کردن، واگذاردن

۳

knock off

دست کشیدن از، از کار دست کشیدن، مردن، کشتن

۴

quit

(past: quit, quitted ; past participle: quit, quitted) ـ ول کردن، دست کشیدن از، تسلیم شدن ترک، متارکه، رها سازى، خلاصى

۵

leave

(past: left ; past participle: left) ـ برگ دادن، جوانه زدن، باقى گذاردن، رها کردن، ول کردن، گذاشتن، دست کشیدن از، رهسپار شدن، عازم شدن، ترک کردن برگ درخت، اجازه، اذن، مرخصى، رخصت

۶

discard

دور انداختن، ول کردن، دست کشیدن از، متروک ساختن

۷

forsaken

واگذاشتن، ول کردن، ترک کردن، ترک گفتن، دست کشیدن از

۸

disaccustom

ترک عادت دادن، دست کشیدن از، غیر معتاد ساختن

۹

go out

خاموش شدن، اعتصاب کردن، دست کشیدن از، چاپ یا منتشر شدن، بیرون رفتن

۱۰

leave off

متارکه کردن، قطع کردن، دست کشیدن از