فرهنگ آریان‌پور

دست - الت -

#۹۳٬۶۷۸

معنی‌های انگلیسی
۱

tool

ابزار، آلت، شکل دادن، مجهز کردن، افزار، اسباب، آلت دست، داراى ابزار کردن، به صورت ابزار درآوردن

۲

stooge

آلت دست، دست نشانده، دلقک، آلت دست شدن

۳

automaton

آدم مکانیکى، ماشینى که کارهاى انسان را مى کند، (مجازى) آدم بى اراده، آلت دست، ماشین، ماشین خودکار

۴

cat's paw

آلت دست، پنجه گربه

۵

guinea pig

(جانور شناسى) خوکچه هندى، انسان یا حیوانى که روى آن آزمایش به عمل مى آید، آلت دست