فرهنگ آریانپور
دست - الت -
#۹۳٬۶۷۸
tool
ابزار، آلت، شکل دادن، مجهز کردن، افزار، اسباب، آلت دست، داراى ابزار کردن، به صورت ابزار درآوردن
stooge
آلت دست، دست نشانده، دلقک، آلت دست شدن
automaton
آدم مکانیکى، ماشینى که کارهاى انسان را مى کند، (مجازى) آدم بى اراده، آلت دست، ماشین، ماشین خودکار
cat's paw
آلت دست، پنجه گربه
guinea pig
(جانور شناسى) خوکچه هندى، انسان یا حیوانى که روى آن آزمایش به عمل مى آید، آلت دست