فرهنگ آریان‌پور

دست - خام -

#۹۳٬۶۸۴

معنی‌های انگلیسی
۱

tyke

آدم خام دست، بچه شیطان و موذى، طفل، (tike) آدم خام دست، کودک

۲

clumsy

بدترکیب، زمخت، خام دست، ناآزموده

۳

gauche

خام دست، چپ دست، ناشى، کج، مایل

۴

jackleg

خام دست، تازه کار، ناشى، نادرست، موقتى، دم دست

۵

debutant

نوازنده یا ناطقى که براى نخستین بار در جلو عموم ظاهر مى شود، دخترى که براى اولین مرتبه در جامعه وارد مى شود، تازه کار، خام دست

۶

unfledged

خام دست، پر در نیاورده، کاملاً رشد نکرده، نابالغ، نارسا

۷

unskilled

(unskillful =) ـ خام دست، غیر متخصص، بى تجربه، بى مهارت

۸

unskillful

(unskilled =) ـ خام دست، غیر متخصص، بى تجربه، بى مهارت

۹

heavy handed

سنگین دست، خام دست، بى مهارت، زشت