فرهنگ آریانپور
استراحت کردن
#۹٬۳۶۵
nubuckle
استراحت کردن، سگک یا چفت و بست را باز کردن، آسودن
unbuckle
استراحت کردن، سگک یا چفت و بست را باز کردن، آسودن
outstretch
استراحت کردن، توسعه دادن، بسط
lie down
استراحت کردن، استراحت کوتاه کردن، تسامح کردن، از زیر کار شانه خالى کردن، دراز کشیدن
lair
محل استراحت جانور، کنام، لانه، گل، لجن، گل آلود کردن، استراحت کردن، بلانه پناه بردن
rest
آسایش، استراحت، محل استراحت، آسودن، استراحت کردن، آرمیدن، تجدید قوا، کردن، تکیه دادن، متکى بودن به، الباقى، نتیجه، بقایا، سایرین، دیگران، باقیمانده
retire
کناره گیرى کردن، استراحتگاه، استراحت کردن، بازنشسته کردن یا شدن، پس رفتن
lie by
تورفتگى دیوار یا دوراهى، معبر تنگ، غیر فعال باقى ماندن، استراحت کردن
lie up
(بعد از فعالیت) استراحت کردن، در بستر ماندن، در آغل ماندن، درکنام ماندن
lie off
اندکى دور از کشتى (یا دور از ساحل) ماندن، از کار دست کشیدن، استراحت کردن