فرهنگ آریان‌پور

استراحت کردن

#۹٬۳۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

nubuckle

استراحت کردن، سگک یا چفت و بست را باز کردن، آسودن

۲

unbuckle

استراحت کردن، سگک یا چفت و بست را باز کردن، آسودن

۳

outstretch

استراحت کردن، توسعه دادن، بسط

۴

lie down

استراحت کردن، استراحت کوتاه کردن، تسامح کردن، از زیر کار شانه خالى کردن، دراز کشیدن

۵

lair

محل استراحت جانور، کنام، لانه، گل، لجن، گل آلود کردن، استراحت کردن، بلانه پناه بردن

۶

rest

آسایش، استراحت، محل استراحت، آسودن، استراحت کردن، آرمیدن، تجدید قوا، کردن، تکیه دادن، متکى بودن به، الباقى، نتیجه، بقایا، سایرین، دیگران، باقیمانده

۷

retire

کناره گیرى کردن، استراحتگاه، استراحت کردن، بازنشسته کردن یا شدن، پس رفتن

۸

lie by

تورفتگى دیوار یا دوراهى، معبر تنگ، غیر فعال باقى ماندن، استراحت کردن

۹

lie up

(بعد از فعالیت) استراحت کردن، در بستر ماندن، در آغل ماندن، درکنام ماندن

۱۰

lie off

اندکى دور از کشتى (یا دور از ساحل) ماندن، از کار دست کشیدن، استراحت کردن