فرهنگ آریان‌پور

دزدی - دله -

#۹۳٬۵۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

crib

آخور، تخت خواب بچه، دله دزدى، دزدى ادبى، کش رفتن یا دزدیدن

۲

cabbage

کلم، دله دزدى، کش رفتن، رشد پیدا کردن (مثل سرکلم) ـ

۳

picking

چیدن، کندن، کلنگ زدن و (به)، با خلال پاک کردن، خلال دندان به کار بردن، نوک زدن به، برگزیدن، باز کردن (به قصد دزدى)، ناخنک زدن، عیبجویى کردن، دزدیدن، کلنگ، (موسیقى) زخمه، مضراب، خلال دندان (toothpick) خلال گوش (earpick)، هر نوع آلت نوک تیز pick

۴

petit larceny

دله دزدى

۵

petty larceny

(petit larceny =) ـ دله دزدى