فرهنگ آریان‌پور

دزدی

#۹۳٬۵۸۹

معنی‌های انگلیسی
۱

theft

دزدى، سرقت

۲

robbery

دزدى، دستبرد، سرقت

۳

thievery

دزدى، سرقت

۴

nip

نیشگون، گاز گرفتن، کش رفتن، جوانه زدن، شکفتن، مانع رشد و نمو شدن، به باد انتقاد گرفتن، در اثر سرما بى حس شدن، صدمه زدن، دردناک بودن، جفت جفت زدن، پریدن، جیم شدن، چیز، چیزى، جزیى، نیش، زخم زبان، سرمازدگى (گیاه وجوانه ها)، طعم تند و تیز (مثل فلفل)، سوزش، دزدى، منگنه، گیره، ذره، خرده

۵

ilch

کش رفتن، به چابکى دزدیدن، دزدیدن، دزدى

۶

lift

بلند کردن، سرقت کردن، بالا رفتن، مرتفع به نظر آمدن، بلندى، بالابرى، یک وهله بلند کردن بار، دزدى، سرقت، ترقى، پیشرفت، ترفیع، آسانسور، بالارو، جر ثقیل، بالا بر

۷

filch

کش رفتن، به چابکى دزدیدن، دزدیدن، دزدى

۸

heist

بلند کردن، دزدى کردن، دزدى، سرقت، مسلحانه

۹

larceny

دستبرد، دزدى، سرقت

۱۰

burglary

ورود بخانه اى در شب به قصد ارتکاب جرم، دزدى

۱۱

peculate

(حقوق) اختلاس، حیف و میل، دزدى

۱۲

spoliation

چپاول، یغماگرى، دزدى، تباه سازى

۱۳

abstraction

تجرید، انتزاع، چکیدگى، تجرد، پریشان حواسى، اختلاس، دزدى، ربایش، بى خبرى از کیفیات واقعى و ظاهرى، برآهنگ

۱۴

embezzlement

اختلاس، دزدى، حیف و میل

۱۵

pinch

نیشگون گرفتن، قاپیدن، مضیقه، تنگنا، موقعیت باریک، سر بزنگاه، نیشگون، اندک، جانشین