فرهنگ آریان‌پور

استراحت

#۹٬۳۵۴

معنی‌های انگلیسی
۱

rest

آسایش، استراحت، محل استراحت، آسودن، استراحت کردن، آرمیدن، تجدید قوا، کردن، تکیه دادن، متکى بودن به، الباقى، نتیجه، بقایا، سایرین، دیگران، باقیمانده

۲

repose

گذاردن، آرمیدن، دراز کشیدن، غنودن، سامان، آسودگى، استراحت

۳

respite

مهلت، فرجه، امان، استراحت، تمدید مدت، رخصت، فرجه دادن

۴

breather

فرصت، استراحت، مکث

۵

surcease

دست کشیدن از، پایان یافتن، به پایان رساندن، پایان، استراحت، باز ایستادن

۶

recumbency

تکیه، خمیدگى، تمایل، استراحت

۷

relaxation

سست سازى، تخفیف، تمدد اعصاب، استراحت