فرهنگ آریانپور
استراحت
#۹٬۳۵۴
rest
آسایش، استراحت، محل استراحت، آسودن، استراحت کردن، آرمیدن، تجدید قوا، کردن، تکیه دادن، متکى بودن به، الباقى، نتیجه، بقایا، سایرین، دیگران، باقیمانده
repose
گذاردن، آرمیدن، دراز کشیدن، غنودن، سامان، آسودگى، استراحت
respite
مهلت، فرجه، امان، استراحت، تمدید مدت، رخصت، فرجه دادن
breather
فرصت، استراحت، مکث
surcease
دست کشیدن از، پایان یافتن، به پایان رساندن، پایان، استراحت، باز ایستادن
recumbency
تکیه، خمیدگى، تمایل، استراحت
relaxation
سست سازى، تخفیف، تمدد اعصاب، استراحت