فرهنگ آریانپور
استر
#۹٬۳۳۸
wigan
آستر، پارچه آسترى مکانیک
lining
آستر، آستر دوزى، خط کشى، تودوزى
sealer
شکارچى گوساله ماهى، مهردار، مهر زن، بتونه یا آسترى رنگ
mule
قاطر
putty
بتونه، سرنج، زاموسقه، آدم ساده و زود باور، بتونه کردن، زاموسقه زدن
primer
برگ نو، یاسم، نوار ابیض، رسمى و خشک، خیلى محتاط، تمیز، رسمى و خشک بودن، خود را گرفتن، آراستن
bushing
بوته، بته، شاخ و برگ
sealant
عامل درزگیر، وسیله بتونه کارى، وسیله مهر و موم
underlay
(past: underlay ; past participle: underlain) ـ در زیر چیزى لایه قرار دادن، زمینه چیزى بودن انجیل Esther شیمی ester