فرهنگ آریان‌پور

استدلال

#۹٬۳۱۲

معنی‌های انگلیسی
۱

argumentum

استدلال، دلیل، حجت، یک سلسله دلائل قابل قبول

۲

argumentation

استدلال، مناظره، بحث، چون و چرا

۳

ratiocination

استدلال

۴

logic

منطق، استدلال، برهان

۵

argument

نشانوند، استدلال

۶

reasoning

دلیل استدلال کردن، دلیل، سبب، علت، عقل، خرد، شعور، استدلال کردن، دلیل و برهان آوردن

۷

case

مورد، غلاف، در صندوق یا جعبه گذاشتن، جلد کردن، پوشاندن، سرگذشت، صندوق، جعبه، جلد، پوسته، قالب، قاب، جا، حالت، وضعیت، موقعیت، اتفاق، دعوى، مرافعه، قضیه در صندوق یا

۸

thought

(past: thought ; past participle: thought) ـ اندیشیدن، فکر کردن، خیال کردن، گمان کردن think

۹

rationale

توضیح اصول عقاید، اس اساس، بنیاد و پایه

۱۰

contention

درگیرى، ستیزه، مشاجره، نزاع، مجادله، مباحثه