فرهنگ آریانپور
استدلال
#۹٬۳۱۲
argumentum
استدلال، دلیل، حجت، یک سلسله دلائل قابل قبول
argumentation
استدلال، مناظره، بحث، چون و چرا
ratiocination
استدلال
logic
منطق، استدلال، برهان
argument
نشانوند، استدلال
reasoning
دلیل استدلال کردن، دلیل، سبب، علت، عقل، خرد، شعور، استدلال کردن، دلیل و برهان آوردن
case
مورد، غلاف، در صندوق یا جعبه گذاشتن، جلد کردن، پوشاندن، سرگذشت، صندوق، جعبه، جلد، پوسته، قالب، قاب، جا، حالت، وضعیت، موقعیت، اتفاق، دعوى، مرافعه، قضیه در صندوق یا
thought
(past: thought ; past participle: thought) ـ اندیشیدن، فکر کردن، خیال کردن، گمان کردن think
rationale
توضیح اصول عقاید، اس اساس، بنیاد و پایه
contention
درگیرى، ستیزه، مشاجره، نزاع، مجادله، مباحثه