فرهنگ آریان‌پور

استدعای عاجزانه‌ کردن

#۹٬۳۱۱

معنی‌های انگلیسی
۱

beg

خواهش کردن (از)، خواستن، گدایى کردن، استدعا کردن، درخواست کردن

۲

beseech

(past: beseeched, besought ; past participle: beseeched, besought) ـ در جستجوى چیزى بودن، التماس کردن، تقاضا کردن، استدعا کردن