استدعا کردن
#۹٬۳۰۶
beg
خواهش کردن (از)، خواستن، گدایى کردن، استدعا کردن، درخواست کردن
beseech
(past: beseeched, besought ; past participle: beseeched, besought) ـ در جستجوى چیزى بودن، التماس کردن، تقاضا کردن، استدعا کردن
entreat
درخواست کردن (از) التماس کردن، (به) لابه کردن، استدعا کردن
invocate
دعا کردن به، خواستن، استمداد کردن از، احضار کردن، استدعا کردن، دعا خواندن
supplicate
درخواست کردن، التماس کردن، استدعا کردن
ask
پرسیدن، جویا شدن، خواهش کردن، براى چیزى بى تاب شدن، طلبیدن، خواستن، دعوت کردن
pray
دعا کردن، نماز خواندن، بدرگاه خدا استغاثه کردن، خواستار شدن، درخواست کردن
crave
آرزو کردن، طلبیدن، اشتیاق داشتن
plead
(past: pleaded, pled ; past participle: pleaded, pled) ـ در دادگاه اقامه یا ادعا کردن، درخواست کردن، لابه کردن، عرضحال دادن
adjure
سوگند دادن، قسم دادن، لابه کردن، تقاضا کردن، به اصرار تقاضا کردن (از)
appeal
درخواست، التماس، جذبه، (حقوق) استیناف
invoke
دعا کردن به، طلب کردن، به التماس خواستن، احضار کردن
petition
دادخواست، عرضحال، عریضه، تظلم، دادخواهى کردن، درخواست کردن