فرهنگ آریان‌پور

استدعا کردن

#۹٬۳۰۶

معنی‌های انگلیسی
۱

beg

خواهش کردن (از)، خواستن، گدایى کردن، استدعا کردن، درخواست کردن

۲

beseech

(past: beseeched, besought ; past participle: beseeched, besought) ـ در جستجوى چیزى بودن، التماس کردن، تقاضا کردن، استدعا کردن

۳

entreat

درخواست کردن (از) التماس کردن، (به) لابه کردن، استدعا کردن

۴

invocate

دعا کردن به، خواستن، استمداد کردن از، احضار کردن، استدعا کردن، دعا خواندن

۵

supplicate

درخواست کردن، التماس کردن، استدعا کردن

۶

ask

پرسیدن، جویا شدن، خواهش کردن، براى چیزى بى تاب شدن، طلبیدن، خواستن، دعوت کردن

۷

pray

دعا کردن، نماز خواندن، بدرگاه خدا استغاثه کردن، خواستار شدن، درخواست کردن

۸

crave

آرزو کردن، طلبیدن، اشتیاق داشتن

۹

plead

(past: pleaded, pled ; past participle: pleaded, pled) ـ در دادگاه اقامه یا ادعا کردن، درخواست کردن، لابه کردن، عرضحال دادن

۱۰

adjure

سوگند دادن، قسم دادن، لابه کردن، تقاضا کردن، به اصرار تقاضا کردن (از)

۱۱

appeal

درخواست، التماس، جذبه، (حقوق) استیناف

۱۲

invoke

دعا کردن به، طلب کردن، به التماس خواستن، احضار کردن

۱۳

petition

دادخواست، عرضحال، عریضه، تظلم، دادخواهى کردن، درخواست کردن