فرهنگ آریانپور
استخوانی
#۹٬۲۹۳
bony
استخوانى، استخوان دار
boney
استخوانى، استخوان دار
osseous
استخوانى
osteoid
استخوان وار، استخوان مانند، استخوانى
lean
(past: leaned, leant ; past participle: leaned, leant) ـ تکیه کردن، تکیه زدن، پشت دادن، کج شدن، خم شدن، پشت گرمى داشتن، متکى شدن، تکیه دادن به طرف، تمایل داشتن، لاغر، نزار، نحیف، اندک، ضعیف، کم سود، بیحاصل
thin
نازک، باریک، لاغر، نزار، کم چربى، کم پشت، رقیق، کم مایه، سبک، رقیق و آبکى، کم جمعیت، به طور رقیق، نازک کردن، کم کردن، رقیق کردن، لاغر کردن، نازک شدن، کم پشت کردن
skinny
پوستى، لاغر، پوست و استخوان
angular
زاویه اى، گوشه دار، گوشه اى، (مجازى) لاغر
scraggy
خشن، داراى دندانه هاى غیر منظم، لاغر
skeleton
کالبد، اسکلت، استخوان بندى، ساختمان، شالوده، طرح، طرح ریزى