فرهنگ آریان‌پور

استخوانی

#۹٬۲۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

bony

استخوانى، استخوان دار

۲

boney

استخوانى، استخوان دار

۳

osseous

استخوانى

۴

osteoid

استخوان وار، استخوان مانند، استخوانى

۵

lean

(past: leaned, leant ; past participle: leaned, leant) ـ تکیه کردن، تکیه زدن، پشت دادن، کج شدن، خم شدن، پشت گرمى داشتن، متکى شدن، تکیه دادن به طرف، تمایل داشتن، لاغر، نزار، نحیف، اندک، ضعیف، کم سود، بیحاصل

۶

thin

نازک، باریک، لاغر، نزار، کم چربى، کم پشت، رقیق، کم مایه، سبک، رقیق و آبکى، کم جمعیت، به طور رقیق، نازک کردن، کم کردن، رقیق کردن، لاغر کردن، نازک شدن، کم پشت کردن

۷

skinny

پوستى، لاغر، پوست و استخوان

۸

angular

زاویه اى، گوشه دار، گوشه اى، (مجازى) لاغر

۹

scraggy

خشن، داراى دندانه هاى غیر منظم، لاغر

۱۰

skeleton

کالبد، اسکلت، استخوان بندى، ساختمان، شالوده، طرح، طرح ریزى