فرهنگ آریان‌پور

درگیری

#۹۲٬۵۲۹

معنی‌های انگلیسی
۱

contention

درگیرى، ستیزه، مشاجره، نزاع، مجادله، مباحثه

۲

involvement

درگیرى، گرفتارى

۳

set to

زد و خورد، نبرد، مشت بازى، درگیرى، با اشتیاق شروع کردن

۴

tangle

درهم و بر هم کردن، درهم پیچیدن، گرفتار کردن، گیر افتادن، درهم گیر انداختن، گوریده کردن

۵

incident

واقعه، متلاقى، ضمنى، شایع، روى داد، حادثه، حتمى وابسته، تابع

۶

skirmish

کشمکش، زد و خورد، جنگ جزیى، زد و خورد کردن

۷

struggle

ستیز، کشاکش، تقلا کردن، کوشش کردن، دست و پا کردن، منازعه، کشمکش، تنازع

۸

antagonism

مخالفت، خصومت، هم آورى، اصل مخالف

۹

involution

عود مرض، عود چیزى، پیچ، پیچیدن، (ریاضى) توان یابى، قوه یابى، (دستور زبان بدیع) پیچدار کردن عبارت

۱۰

implication

دلالت، معنى، مستلزم بودن، مفهوم، ایجاب

۱۱

entanglement

گیر، گرفتارى