فرهنگ آریانپور
درگیری
#۹۲٬۵۲۹
contention
درگیرى، ستیزه، مشاجره، نزاع، مجادله، مباحثه
involvement
درگیرى، گرفتارى
set to
زد و خورد، نبرد، مشت بازى، درگیرى، با اشتیاق شروع کردن
tangle
درهم و بر هم کردن، درهم پیچیدن، گرفتار کردن، گیر افتادن، درهم گیر انداختن، گوریده کردن
incident
واقعه، متلاقى، ضمنى، شایع، روى داد، حادثه، حتمى وابسته، تابع
skirmish
کشمکش، زد و خورد، جنگ جزیى، زد و خورد کردن
struggle
ستیز، کشاکش، تقلا کردن، کوشش کردن، دست و پا کردن، منازعه، کشمکش، تنازع
antagonism
مخالفت، خصومت، هم آورى، اصل مخالف
involution
عود مرض، عود چیزى، پیچ، پیچیدن، (ریاضى) توان یابى، قوه یابى، (دستور زبان بدیع) پیچدار کردن عبارت
implication
دلالت، معنى، مستلزم بودن، مفهوم، ایجاب
entanglement
گیر، گرفتارى