فرهنگ آریان‌پور

درگیر کردن

#۹۲٬۵۲۶

معنی‌های انگلیسی
۱

embroil

به نزاع انداختن، میانه بر هم زدن، دچار کردن، آشفته کردن

۲

entangle

گرفتار کردن، گیر انداختن، پیچیده کردن