فرهنگ آریان‌پور

درک - قابل -

#۹۲٬۴۴۲

معنی‌های انگلیسی
۱

imaginal

(imaginable =) ـ تصور کردنى، قابل تصور، انگاشتنى، قابل درک، وابسته به تصورات و پندارها، تصورى

۲

scrutable

قابل کشف (در مورد رمز و غیره)، قابل درک، کشف شدنى، خوانا

۳

cognizable

دانستنى، قابل درک

۴

imaginable

(imaginal =) ـ تصور کردنى، قابل تصور، انگاشتنى، قابل درک، وابسته به تصورات و پندارها، تصورى

۵

realizable

تحقق پذیر، قابل درک، قابل تحقق، نقد شدنى

۶

perceptible

قابل درک، ادراک شدنى

۷

knowledgeable

بصیر، مطلع، وارد به کار، قابل درک، باهوش، زیرک

۸

comprehensible

دریافتنى، قابل درک