فرهنگ آریانپور
درک - قابل -
#۹۲٬۴۴۲
imaginal
(imaginable =) ـ تصور کردنى، قابل تصور، انگاشتنى، قابل درک، وابسته به تصورات و پندارها، تصورى
scrutable
قابل کشف (در مورد رمز و غیره)، قابل درک، کشف شدنى، خوانا
cognizable
دانستنى، قابل درک
imaginable
(imaginal =) ـ تصور کردنى، قابل تصور، انگاشتنى، قابل درک، وابسته به تصورات و پندارها، تصورى
realizable
تحقق پذیر، قابل درک، قابل تحقق، نقد شدنى
perceptible
قابل درک، ادراک شدنى
knowledgeable
بصیر، مطلع، وارد به کار، قابل درک، باهوش، زیرک
comprehensible
دریافتنى، قابل درک