فرهنگ آریان‌پور

درک

#۹۲٬۴۳۹

معنی‌های انگلیسی
۱

apperception

درک، احساس

۲

apprehension

درک، فهم، بیم، هراس، دستگیرى

۳

gusto

ذوق، درک، احساس، مزه، طعم، لذت

۴

uptake

دودکش، بالاگیرى، بلند سازى، درک، ادراک، فهم

۵

percept

چیز درک شده، چیز مفهوم، ادراکات، درک

۶

sentience

دریافت، ادراک، درک، زندگى فکرى، مبناى حس و حساسیت، حساسیت جسمانى

۷

imbibition

جذب، استنشاق، (مجازى) درک، اشباع

۸

perception

ادراک، احساس، درک، مشاهده قوه ادراک، آگاهى، دریافت

۹

discernment

تشخیص، تمیز، بصیرت، بینایى، دریافت، درک

۱۰

percipience

دریافت، درک، فراست، بینش و ادراک، احساس، حس تشخیص

۱۱

realization

تحقق، فهم، ادراک، درک، تفهیم

۱۲

hell

دوزخ، جهنم، عالم اموات، عالم اسفل، سر و صدا راه انداختن

۱۳

Hades

(زیست شناسى) میل، کجى، شیب تمام، تمایل پیدا کردن

۱۴

grasp

فراچنگ کردن، به چنگ آوردن، گیر آوردن، فهمیدن، چنگ زدن، قاپیدن، اخذ، چنگ زنى، فهم

۱۵

cognizance

معرفت، ادراک، شناسایى، آگاهى، تصدیق ضمنى

۱۶

understanding

فهم، ادراک، هوش، توافق، تظر، موافقت، باهوش، مطلع، ماهر، فهمیده