فرهنگ آریانپور
استخوان بندی
#۹٬۱۸۰
bone
استخوان، استخوان بندى، گرفتن یا برداشتن، خواستن، درخواست کردن، تقاضا کردن
anatomy
تشریح، ساختمان، استخوان بندى، تجزیه، مبحث تشریح، کالبد شناسى
carcass
جسد، استخوان بندى، لاشه، بدن
skeleton
کالبد، اسکلت، استخوان بندى، ساختمان، شالوده، طرح، طرح ریزى
framework
چوب بست، چهارچوبه، کالبد، استخوان بندى، بدنه، چارچوب
frame
قاب، چارچوب، قاب کردن، قاب گرفتن، چارچوب گرفتن، طرح کردن، تنظیم کردن، بیان کردن، فرمول، قاعده، منطق، اسکلت، ساختمان، چهارچوب، تنه، بدن، پاپوش درست کردن
shell
پوست، قشر، صدف حلزون، کاسه یا لاک محافظ جانور (مثل کاسه لاک پشت)، عامل محافظ حفاظ، جلد، پوست فندق و غیره، کالبد، بدنه ساختمان، گلوله توپ، پوکه فشنگ، قشر زمین، سبوس گیرى کردن، پوست کندن از، مغز میوه را درآوردن (از پوست) ـ