فرهنگ آریان‌پور

استخدام

#۹٬۱۱۴

معنی‌های انگلیسی
۱

recruitment

استخدام، سرباز گیرى

۲

employ

استعمال کردن، به کار گماشتن، استخدام کردن، مشغول کردن، به کار گرفتن، شغل

۳

service

زاورى، خدمت، استخدام، نوکرى، کار، وظیفه، عبادت، تشریفات، کمک، بنگاه، سرویس، یکدست ظروف، اثاثه، لوازم، نظام وظیفه، (گیاه شناسى) سنجد، درخت سنجد، وابسته به خدمت، سرویس کردن، ماشینى را تعمیر و روغن کارى کردن، یارى، روبراه ساختن، تعمیر کردن

۴

employment

به کارگیرى، کارگمارى، استخدام

۵

hire

کرایه، اجاره، مزد، اجرت، کرایه کردن، اجیر کردن، کرایه دادن (گاهى با out)