فرهنگ آریان‌پور

استحکامات

#۹٬۰۹۴

معنی‌های انگلیسی
۱

work

کار، کار کردن، عملى شدن، شغل، وظیفه، زیست، عمل، عملکرد، نوشتجات، آثار ادبى یا هنرى، (در جمع) کارخانه، استحکامات، موثر واقع شدن، عمل کردن

۲

defence

پدآفند، دفاع، دفاع کردن، استحکامات

۳

defense

پدآفند، دفاع، دفاع کردن، استحکامات

۴

rampart

بارو، استحکامات، داراى استحکامات کردن، برج و بارو ساختن

۵

redoubt

موضع محصور دفاعى کوچک، حفاظ استحکامات

۶

fieldwork

کارهاى صحرایی: زمین پیمایى و مانند آن، استحکامات

۷

vallation

برج و بارو، استحکامات، خندق، دیوار خاکى، برج و بارو سازى

۸

fortification

استحکام (استحکامات)، سنگر بندى، بارو، تقویت

۹

bunkers

سنگر و پناهگاه زیر زمینى، انبار بزرگ، پرشدن انبار

۱۰

fastness

تندى، سرعت، محکمى، استوارى، سفتى

۱۱

garrison

پادگان، ساخلو، مقیم کردن، مستقر کردن