فرهنگ آریانپور
استحکامات
#۹٬۰۹۴
work
کار، کار کردن، عملى شدن، شغل، وظیفه، زیست، عمل، عملکرد، نوشتجات، آثار ادبى یا هنرى، (در جمع) کارخانه، استحکامات، موثر واقع شدن، عمل کردن
defence
پدآفند، دفاع، دفاع کردن، استحکامات
defense
پدآفند، دفاع، دفاع کردن، استحکامات
rampart
بارو، استحکامات، داراى استحکامات کردن، برج و بارو ساختن
redoubt
موضع محصور دفاعى کوچک، حفاظ استحکامات
fieldwork
کارهاى صحرایی: زمین پیمایى و مانند آن، استحکامات
vallation
برج و بارو، استحکامات، خندق، دیوار خاکى، برج و بارو سازى
fortification
استحکام (استحکامات)، سنگر بندى، بارو، تقویت
bunkers
سنگر و پناهگاه زیر زمینى، انبار بزرگ، پرشدن انبار
fastness
تندى، سرعت، محکمى، استوارى، سفتى
garrison
پادگان، ساخلو، مقیم کردن، مستقر کردن