واژههای فارسی←در یک زمان اتفاق افتادنفرهنگ آریانپوردر یک زمان اتفاق افتادن#۹۰٬۸۸۵شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱coincideهمزمان بودن، با هم رویدادن، منطبق شدن، در یک زمان اتفاق افتادنواژههای نزدیک در الفبادر یک خط مستقیم واقع شوندهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر یک خط واحدمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر یک دامن جاگیرد - انچه -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر یک دممشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر یک ردیف قرار گرفتنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر یک رشته اصلی تحصیل کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر